Showing posts with label گوجه سبز. Show all posts
Showing posts with label گوجه سبز. Show all posts

Monday, November 30, 2009







گوجه سبز

اینجا میوه ای به اسم گوجه سبز وجود نداره.یعنی کلا تو میوه هاشون نیست.اینه که ما از وقتی که اومدیم اینجا در به در گوجه سبزهستیم

من و پسری ایران که اومده بودیم از بس طول روز گوجه سبز میخوردیم،شب بدون چایی نبات یا عرق نعناء هیچ جوره نمیشد که بخوابیم

یه درختی بود نزدیک خونه یکی از دوستام که یه میوه ای داشت شبیه آلوچه.قبل از اینکه خوب برسه ما به جای گوجه سبز میخوردیمش و کلی کیف میکردیم.دوستم که خونش رو عوض کرد درخت ما هم گم شد.

الان یه مدت زیادیه که من و راکی (سگمون) با هم میریم پیاده روی های طولانی.از زمستون اینجا تقریبا.با همه درخت های مسیر کلی آشنا هستیم چون راکی باید تمام مسیر رفت و برگشت رو اونا جیش کنه جهت گذاشتن نشونه.

یکی از درخت ها که پر از شکوفه بود من خیلی دوستش داشتم،چند روز پیش منو دچار شگفتی کرد.دیدم پر شده از گوجه سبز و قرمز.

داشتم از خوشحالی غش(قش) میکردم.من بودم و راکی.هیچی نداشتم که گوجه سبز ها رو بریزم توش.از خیر چیدنشون هم نمیشد بگذرم تا فردا.

یه بلوز تابستونی تنم بود با یه شلوار گرمکن نصفه.بلوزم رو کردم تو شلوارم،نخ شلوارم هم سفت بستم و دست به کار شدم.تمام شکمم پر گوجه سبز شده بود.اینقدر خنده دار شده بودم که حد نداشت.بلوزم نازک بود به خاطر همین کلی گردالو سبز و قرمز از پشتش پیدا بود.

تا جایی که بلوزم میتونست طاقت بیاره چیدم.

تمام راه برگشت رو با خودم میخندیدم و دعا میکردم که هیچ کدوم از غریبه های آشنایی که هر روز تو این مسیر میبینمشون، نبینم.

رسیدم خونه وقتی گوجه سبزها رو ریختم تو ظرفشویی با خودم گفتم ای شکمو.میشد با راکی برگردی خونه،ماشین رو برداری با یه کیسه و بری با خیال راحت گوجه سبز جمع کنی.

..........................................................

به صورت انتحاری دارم سریال های وطنی رو تماشا میکنم.کارم از،از برق کشیدن گذشته.لطفا یکی منو با بیل خاموش کنه.

کل شمس العماره رو دانلود کردم و دیدم.حالا هم طی دو شب گذشته 40 قسمت از دلنوازان رو دیدم.

تا تونستم هم به عمه خانوم این فیلم فحاشی کردم.کلا خانوم های این سریال آدم رو دچار کهیر میکنن ،عمه خانم از همه بیشتر.

..........................................................

پ.ن1:اسمشو هر چی دوست دارید بزارید.اینجا پیج خودمه پس هر جوری که دلم بخواد مینویسم.هر کامنتی که توش خیلی توهین باشه پابلیش نمی کنم.میتونید از من خوشتون بیاد یا حالتون از من بهم بخوره با این قضیه مشکلی ندارم ولی اهانت رو نه ،باهاش کنار نمیام.

پ.ن2:غبار روبی از خیلی از خاطرات خوب نیست ها.بعدن نگید نگفتی.درسته که برای بعضی از خاطرات خیلی خوبه و کلی انرژی میریزه تو زندگی ولی برای یه سری از خاطرات واقعا خوب نیست.اون زیر میرا باشن آدم راحت تره.حالا از من گفتن بود.

پ.ن3:این جمله رو یه جا خوندم و بسیار زیاد ازش خوشم اومد.

پرستویی که مقصد را در کوچ می بیند از ویرانی لانه اش نمی هراسد.

پ.ن4:عکس ها مربوط به راهیه که با راکی میرم و درخت جونم تو فصل های مختلف.عکس هایی که میزارم شکار خودمه.