Showing posts with label مینی پیتزا با عشق. Show all posts
Showing posts with label مینی پیتزا با عشق. Show all posts

Sunday, May 29, 2011

مینی پیتزا با عشق

از صبح فقط یه کافی خورده بودم با یه بارِ نات و عسل. تو راه تا برسم خونه داشتم هی تصور میکردم که چه چیزهایی تو کابینت خوراکیا میتونم پیدا کنم که تا درست شدن شام منو سرپا نگه داره.فرمون ماشین رو شکل دونات شکلاتی میدیدم از زور گشنگی.

در و که باز کردم دیدم وای خونه چه بوی خوشمزه ای میده. همینجور که راکی داشت مراسم شادمانی بازگشت من به خونه رو اجاره میکرد ، از پسری پرسیدم این بوی خوشمزه چیه؟ گفت براتون یه سری چیزا درست کردم که خسته و گشنه میایین خونه بخورید.پر یه حس خیلی خیلی خوب شدم که اصلا نمیشه توصیفش کرد.

یه چیزی بود تو مایه های مینی پیتزا . روی نون تست ، کالباس و فلفل دلمه و پیاز و گوجه و پنیر ریخته بود بعد گذاشته بود تو فر . بعد از غذاهای مامانم این بهترین ، لذیذ ترین و با عشق ترین غذایی بود که به عمرم خوردم.

پ.ن1: یه خورده رفتم تو پیله .باید زمانش برسه اونوقت خودم میام بیرون. اگه قبل از موعد باشه نمیشه.یا از پیله پروانه میاد بیرون یا هیچی.حد وسط نداره.

پ.ن2:

من چیزی نمی گویم

تا بدانی در سکوت هم می توان عاشق ماند

به همین سادگی

کسی این روزها

دنبال ردپای سوزن پرگار بر صفحه نمی گردد

... دوستان

برایم پیغامی از جنس خوابهای خودم بفرستید

تمام اهالی اینجا

حکایت طوطی و بازرگان را می دانند

سیروس جمالی