Showing posts with label فصل ها. Show all posts
Showing posts with label فصل ها. Show all posts

Monday, September 20, 2010


فصل ها

شک ندارم که جعبه فصل های خدا جون ، افتاده دست یکی از این فرشته های بازیگوش. اونم کلا تو کار زمستون و پاییزه.هیچ به روی خودش نمیاره که الان دیگه باید ریز ریز دکمه بهار رو فشار بده.بلکم انگشتش توی زمستون گیر کرده.

پ.ن1: عکس مربوط به یه درخت بیچاره کاج تو همون پارک دم خونمونه.همش با خونه ام پنج قدم فیلی فاصله داره.اینه که هی میگفتم ممکنه خونه ام رو باد ببره.

پ.ن2: یه شعر بود تو کتاب درسی هامون،در کنار خطوط سیم پیام،یادتونه؟ این کاج بی نوا منو هی یاد اون شعر میندازه.

پ.ن3: با یه دوستی صحبت میکردم و حال یکی از نزدیکانش رو پرسیدم،گفت همه کارای پیوند کلیه شده، فقط دکترش کلافه داره این در و اون در میزنه بابت دارویی که باید بلافاصله بعد از جراحی برای پس نزدن کلیه به مریض تزریق بشه.گفت به دلیل تحریم دیگه وارد نمیشه. نه این دارو نه هیچ کدوم از داروهای بیماری های خاص!!!

بیمار خاص بیماریه که جونش بسته به این داروهاست.که اگه نباشه و یه کم خوردن یا تزریقش دیر بشه ممکنه که هیچ جور نشه جبرانش کرد.اصلا دیگه نباشن که بشه جبران کرد.قضیه جون آدم هاست.قضیه مرگ و زندگیه.اصلا شوخی نیست.که بشه مثل تورم و گرونی و ... آمار سرخوشانه داد.

من با تحریم مخالفم خیلی زیاد.ولی از اون بیشتر با کسانی مخالفم که کلا یا خودشون رو زدن به ندیدن و نفهمیدن یا واقعا تو یه دنیای دیگه سیر میکنن و میان با خوشحالی جلو دوربین وای میستن و میگن:چهار تا قطعنامه دادید؟ چهل تا بدید،چهار هزارتا بدید،تحریم کنید،ما استقبال هم میکنیم!!!!!!!! بعد دقیقا کشورهایی که تا خرخره بهشون کمک کرده همین آدم، میرن سینه خیز طوری پای تحریم رو امضا میکنن.از همشون سوزاننده تر همین کشور مارموذی لبنان .دلم میخواد بدونم یه کلمه گفتن که اینا رفتن امضا کردن یا کلا اینم ندید گرفتن؟

خود خدا به همه مریض ها و سالم ها رحم کنه.

پ.ن4: سالها بعد، یاد تو از خاطرم خواهد گذشت و نخواهم دانست کجایی.

اما آرزوی من برای خوشبختی تو، تو را در خواهد یافت.....و احساس خواهی کرد

اندکی شادتر و اندکی خوشبخت تري و نخواهی دانست که چرا.